بچه که بودیم می گفتندهر یک از ما ستاره ای در آسمان داریم!! وقتی شهابی در آسمان می دیدیم احساس می کردیم یک نفر به روی کره خاکی چشم فرو بسته است ! همیشه در آسمان دنبال زیباترین ستاره بودم و اینکه آن ستاره ی اقبال کیست...
الان هم به آسمان زیبا می نگرم هر یک انسانی تصور می کنم که زیبا می درخشد بی آنکه مزاحم دیگری باشد! بی آنکه سرک بکشد در زندگی ستاره ی دیگری...
هر ستاره ای زیبائی خود دارد و با هم آسمان زیبا می سازند که شب ها می توان ساعتها در آن غرق شد و لذت برد...
کاش مثل ستاره ها با هم زیبائی ها را تکمیل می کردیم بی زحمت دیگران...


همیشه به معلمینم ارادت ویژه داشته ام که از این بین بعضی ویژه تر هستند . کلاس سوم ابتدائی بودم ،یکی دو ماهی از سال تحصیلی گذشته بود معلمی جوان و خوش برخورد وارد کلاس شد ؛ آقای بنائی! مهربانی و متانت شخصیت و شیوائی کلامش در ساعت اول در اذهان تمام ...دانش اموزان کلاس حک شد . هنوز که سالیانی از آن روز می گذرد یاد آوری آن خاطره برایم بسی شیرین و دلنواز است. دیروز در سفری دو روزه ایشان را زیارت کردم هنوز احساس که نه! حقیقتا" باور دارم همیشه باید در کلاس بزرگواری ایشان درس بیاموزم . آقای بنائی همان معلم متین و بزرگوارم هست که دوستش دارم کما اینکه سایر معلمینم دوست می دارم! حیف سال بعد سعادت از ما دریغ شد و ایشان برای ادامه تحصیل در رشته ی مهندسی وارد دانشگاه و...
برف های منطقه ی تنگ خشک سیوند هم پاکی و صفای معلمین وظیقه شناس در ذهن تداعی کرد...
ادامه ...
53762709292269653850.jpg


باغچه ما پر از نرگس
آسمان هم پر از ستاره است
وقتی تو نیستی فقط به یادم می افتد:
از خون جــــــــوانانِ ، جــــــــوانانِ وطن، خدا لاله دمیده...
ستاره ای بر گونه ام می میرد
خاطرم به آشوب کشیده می شود
از پژمردگی لاله ها، سرو هم قدش می خمد!
دیگر ترافیک نعش ستاره ها که پرواز می کردند و:
دنیای امروز و ذهن من...
"تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل"

فردائی زیباتر


 برای انسانتر شدن نیاز به شهامت است به اینکه بگوئیم حیف! دیروز اشتباه کردم و عذرخواهی می کنم ؛ هم از خودم هم از تو! از خودم چون اگر اشتباه نمی کردم اعتماد دوچندان دیگران با خود داشتم و از تو برای اینکه حقوق تو را نادیده گرفتم!
ماندن در دیروز چه عایدی می تواند داشته باشد ؟ جز بالاتر رفتن هزینه های زندگی! روح می خراشد و تن می فرساید و نمی توان به فردائی زیباتر اندیشید...

آیا فردا زیباتر خواهد شد؟ آری خواهد شد من به گذشته می اندیشم . شما هم برای زیباتر شدن فردا بیندیش تا زیبائی ها را سهیم شویم....


خیلی آهسته تو را می جویم
می دانم در کوچه باغها ، پنهانی و پر غصه
دستی که زیر چانه گذاشته ای جوانه نزده است
اما بخاری که بر فراز سرت بلند است می بینم
ابری است که پرندگانی مهاجر به خود فرا می خواند
در هوای باران!


عرض کردم نگاههایت عمیقند! خندید و گفت ژرف نگر نشو که تنها می شوی!