شب است و عقربه ها ی ساعت از 9 گذشته ، سرما هم گارد گرفته از خیابون اصلی شهر عبور می کنیم . فردی می بینیم که دو کیسه پر از بادمجان و گوجه و.... به سینه چسبانده و لبخند رضایت دلنشینی بر لبانش جاری است . در یک نگاه می شناسیمش تا رسیدن به منزل راه طولانی باید طی کند یک لحظه نگاه همراهان همراهی می کند تا او را به منزلش برسانیم. برمی گردم و کنارش ترمز می کنم .حالا خنده اش دو چندان شده چرا که زودتر می تواند بهر ه ی خود را به دست خانواده برساند درنگ نمی کند و سوار می شود . ازش احوالی می گیرم به شوخی میگم منو می شناسی ؟ میگه آره ! میگم خوب اسمم کیه؟ میگه اسمت یادم رفته! ادامه می دهد و از کارکردش راضی است می گوید آدم نباید بیکار باشد باید کاری کند مث من که میام آخر شبی میوه ها را کمک ماشین دارها بار می کنم و در آخر هم این همه تره بار به م میدن( اشاره به کیسه های میوه که حتی در سواری هم از سینه اش جدا نمی کند)
منزلش در حاشیه ی شهر است ( زیر تپه تلویزیون) کوچه ها خاکی و ناخاله های بنایی هم در مسیر ریخته اند کوچه ها با نقشه ی درست و حسابی طراحی نشده اند همه جا خاموش است و نور از درز پنجره ها به بیرون سرک می کشد ...... آقای ن به منزلش می رسانیم در ب کوچک حیاطشان باز است و اونورتر دو گرگ در نور سورای ما فرار می کنند. تعارف می کند و برای نشاندن لبخند بر لب منتظران درنگ نمی کند و به جمع خونواده می پیوندد...
در برگشت کوچولوی پیش دبستانی ام منو خطاب می کنه شما با لهجه ی شیرین یه کودک با کشیدگی بخونید:
فرزند: بــــــابــــــا
من: بفرما بابا
فرزند: اگه پول داشتی خیلی خوب بــــــــــود بابا
من: چرا بابا
ف : میدادی من یه لودر می خــــــــریدم میومدم اینجـــــــــــــــا . کوچه ها صـــــــــــــــــــــــاف میکــــــــــــردم . تمام سنگــا جمع می کردم
م : خب دیگه چی
ف : کـــــــــوچه ها راست می کرررررررررردم .
م : خب
ف : پایه های برق می میوردم کار میذاشتم سر هر کدومشون لامپ میذاشتم تا همه جا روشن بشه بچه ها نترسن
من غرق در حرفهاش شدم دلم نمی خواد تموم بشه: خب دیه چی؟
ف : برای حیاطهاشون درهای بزرگتر میذاشتم
م : خب
ف : براشون مغازه درست می کردم تا بچه ها بتونن چیزی بخرن بخورن
م : خب دیه چی:
ف : درخت های محله ی خودمون زیادن تعدادیش می کندم میاوردم اینجا می شـــوندم
م : خب
ف : اینجا هم خیابون می کردم
.......
من و یه فکر با دنیای خوب و پاک و بی آلایش دوران کودکی و ای کاش همیشه پاکی دوران کودکی می ماند و ای کاش های دیگـــــــــــــــــــر.....