جواب

سلام

این مطلب طولانی است و ناقص !!! با عجله و فی البداهه نوشته شده است !!خالی از اشتباه و نقص نیست!!! صرفا" برای دوستانم که با نام مجاهد خاموش و سرباز امام زمان کامنت گذاشته اند نوشته ام و دیگرون زحمت به خود ندهند !!! البته صلاح مملکت خویش خسروان دانند! می توانند متقبل زحمت شوند نوش جانشان!!! از شوخی که بگذریم سخن مخالف موجب  صداع و سردرد است !!!! قرص استامنیفون کدئین دار هم بخورید اما دندان قروچه نروید و خشماگین نشوید!!!

برادری با نام "مجاهدتهای خاموش" کامنتی برایم گذاشته است که هم موجب مسرت شد و هم تعجب ! مسرت بخاطر اینکه دوستم با اخلاص و اعتقاد قلبی مطلبش را بیان کرده است و تعجب بخاطر اینکه سلیقه و منش و روش بنده را درست نشناخته است هر چند زوایای زندگی ظاهری مرا خوب می داند و می داند که بنده حتی در بازی فوتبال اگر کسی زیاد شور می زد و برد تیمش برایش حیاتی می بود خوشحال می شدم تیمم ببازد تا اینکه طرف مقابل نگران نشود شادی مومن لذت بخش است. در مورد سیاست آری، اتحاد و برادری و سعه ی صدر و تحمل دیگران برایم اصل است نه ترور شخصیت دیگری برای بی رقیب ماندن در عرصه !!  اما اصل کامنت به شرح زیر است:(این پست به مسایل شهرستان مربوط می شود شهرستانی که رنگ آسمانش با دیگر ولایات میهن عزیز تفاوت رنگی اندک دارد):

سلام جناب آقای امانت شما همون کسی هستی که در نوجوانی اسلحه در دست داشتی و در شلمچه و کردستان و مناطق عملیاتی برای انقلاب علیه عوامل آمریکا میجنگیدی؟ نمیدون چطور راهت عوض شد - چطور برای کسانی که علیه خون شهدا ایستادند تبلیغ میکردی و میکنی--من آدم متعصبی نیستم که بخواهم کور کورانه دفاع کنم با این که 26سالمه ولی من عراق روستای خرمال و اربیل بودم افغانستان شهر موسی قلعه و تکتیا و پاکستان ایالت سرحد بودم و دیدم که کشور نا امن چه مصیبت های رو دچار مردم میکنه حالا شما ها دارین خلاف مسیر قبلیتون حرکت میکنید و قدمی بر میدارید برای رسیدن کشور ما به وضع مردم عراق و افغانستان--چرا؟؟؟؟؟؟
اما پاسخ کوتاه بنده!!!:  آری برادر جان بنده همانم و اکنون نیز همان هستم بی کم و کاست !! دوست دارم درختی که اکنون برافراشته شده است باغبانانی داشته باشد چون شهدا، پر تلاش و ایثارگر ، دگربین و خود نابین ، خدا بین و حق طلب .!! دست چنین کسانی را به گرمی می فشاریم اگر دست طلب دراز کند نه برای استفاده از فرصت ها و اغتنام غنائم !! برادرم شاید شنیده باشی که در دوران دوم خرداد همه مرا اصولگرا می دانستند و چند بار هم تا پای عزل رفتم ولی خواسته هایی که مرا از خودم دور می کرد نپذیرفتم . با اوصافی که از خود بر شمرده اید باید سابقه ی بنده هم از لحاظ سیاسی در دهه ی اخیر بدانی در دوران دوم خرداد بود که نهاد نماز جمعه در شهرمان تاسیس شد و از طرف مسئولین همکاری با آن نکته ی مثبتی در کارنامه سیاسی بنده قلمداد نمی شد و لی بنده با تمام توان از آن حمایت کردم  ، از ابتدای تشکیل گردان عاشورا تا دوره اول ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد فرمانده ی آن بودم . در انتخابات سال 84 در دور اول که همه ی اصولگرایان به آقای احمدی نژاد فحاشی می کردند به او رای دادم و در همایش جهاد دانشگاهی شیراز حضور یافتم متاسفانه ایشان از بوشهر نتوانستند به همایش برسند و فقط فیلم سخنرانی ایشان را گوش کردیم حتی دوستی مدعی اصول گرایی و از ستاد لاریجانی با القاب زشت از آقایان احمدی نژاد و رضایی یاد می کرد که بنده به شدت با او برخورد کردم .خوب می دانید که مدعیان اصولگرایی در مرحله ی اول با آقای لاریجانی بودند و زمانی که ایشان با اقای هاشمی به مرحله ی دوم رسیدند تا شب اخر مردد بودند جانب چه کسی را بگیرند .اما وقتی بهشت نمایان شد و کفه ی ترازوی به نفع  آقای احمدی نژاد سنگین تر شد به سوی ایشان متمایل شدند و یک روز بعد از انتتخابات ، دیگر کسی را نمی شناختند و مصیبت بدتر آنکه دوستانی که در ستاد آقای هاشمی بودند سریع خود را به قطار پیروزهای انتخابات(ستاد دکتر احمدی نژاد) رساندند و کاسه ی از آش داغ تر شدند . در این معرکه رقابت های داخلی هم مزید بر علت شد و کسی از دیگری نپرسید از کجا آمده ای ؟ و بهتر دیدند از وجود آنها برای لابی استفاده نمایند و...... این مطلب در رابطه با استان فارس نیز مصداق دارد در استان هم ستاد اولیه ی آقای احمدی نژاد سریعا" طرد شدند که بعضی از آنان از دوستان بنده می باشند و در راس آنها دکتر خادمی و.....یعنی ستاد آقای لاریجانی میدان دار شدند.در اینجا دیگر بنده شدم اصلاح طلب علی الظاهر !!! پشت پرده و در غیاب دیگر می دانید روش دوستان چگونه است و از بنده چه باید بسازند!!!!خوب مطلق اندیش نبوده و نیستم عملکردم را کاملا" مثبت نمی دانم چنانچه به نقایصم آگاه شوم رفع آنها را فریضه می دانم و دعاگوی منتقدم خواهم بود. چه اصلاح طلب و چه اصولگرا صد در صد خیر مطلق نیستند در دوران حاکمیت دو جناح بنده را از جناح شکست خورده می دانستند چون تسلیم محض نبوده ام و از رفتارها افراطی بدم می آید!!
 آری برادرجان برای رسیدن به مقام آنچنان میدان را لجن مال کردند که بنده آنها را نه در زمره اصول گرایان می دانم نه در زمره انقلابیون بلکه بنا به تایید فرماندار وقت آنها را پست گرایانی می دانم که شیوه ی مکیاولی ( درکامنت های پست زیر توسط اطلاعات زرین دشت نگاشته شده است )را ارجح دانستند و ارز و ارج انسانیت را تباه کردند آیا فرموده صریح قران نباید مد نظرمان باشد: اجعلتم سقایـه الحاج و عماره المسجد الحرام کمن آمن بالله و الیوم الآخر و جاهد فی سبیل الله...... خلاصه :مومنان و معتقدان به آخرت ومجاهدان راه خدا از پرده داران و ساقیان خانه خدا برتر ند......
  امام ره: من در ميان شما باشم و يا نباشم به همه شما وصيت و سفارش مى‏كنم كه نگذاريد انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بيفتد. نگذاريد پيشكسوتانِ شهادت و خون در پيچ و خم زندگى روزمره خود به فراموشى سپرده شوند. رهبر معظم انقلاب : يك نمونه‌ى ديگر، مسئله‌ى مردم‌سالارى است. امام از اول اعلام كرد كه مردم بايد نظر بدهند؛ چه در اصل انتخاب جمهورى اسلامى، چه در تدوين قانون اسلامى، چه در پذيرش آن قانونى كه در مجلس خبرگان تصويب شده بود، چه در انتخاب رئيس جمهور، چه در انتخاب مجلس. امام ايستاد. ببينيد، سى و دو سال از انقلاب ميگذرد، با محاسبه‌ى رفراندومهائى كه شده است، ما سى و دو تا حضور مردم داشتيم - يعنى به طور متوسط سالى يكى - مردم رفتند رأى دادند، انتخاب كردند. انتخاب مردم خيلى مهم است. در دوران جنگ، اين تهران زير بمباران بود، اما انتخابات تعطيل نشد. دوران جنگ، در شهرهائى كه موشكباران رژيم صدام بود، انتخابات تعطيل نشد. در يكى از دوره‌هاى مجلس فشار آوردند شايد بتوانند به دلائل سياسىِ خودشان انتخابات را تأخير بيندازند، اما موفق نشدند. تا امروز در انتخابات جمهورى اسلامى و حضور مردم، يك روز تأخير نشده است؛ اين مردم‌سالارى است.

  صحبت در این خصوص زیاد است اگر حضوری ببینمتان شک ندارم با من همراه خواهید شد . در رابطه با آقایان احمدی نژاد و موسوی به عرض می رسانم هر دو اینها قبل از انتخابات یک شعار و شیوه و یک حرف داشتند به نحوی که اصلاح طلبان موسوی را اصلاح طلب نمی دانستند و وقتی دیدند شانس رای او بیش از سایرین است با اگر و اما به او روی آوردند. در ارتباط با احمدی نژاد و انقلابی عمل کردنش نه تنها شکی ندارم بلکه عقیده دارم بهترین گزینه در دنیای امروز و وضعیت کشور بوده و اقدامهای او از آرزوهای اینجانب بوده است انقلاب مسکن سازی برای جوانان . پرداخت وام های مختلف به راحتی و ..... یارانه ها ووووو البته این بدان معنا نیست که نقطه تاریکی  در کارنامه ایشان نباشد شاید مواردی باشد غیر قابل دفاع و بویژه مواردی در بین اطرافیان او احتمالا" یافت می شود که آنچه او نمی داند معذور است و در دنیای امروز مکارانی هستند که با ریا و سالوس خود را جا می زنند و فرصت لازم برای شناسایی آنها نیست محصوصا" دوستانی باشند که بجای بال، گاهی بار هم باشند و لازم باشد جور آنها هم بکشی . لذا دوست عزیز مطلب زیاد است و فرصت کم و حوصله هیچ!!!!!! ولی کسی که درختی را آبیاری کرده است قدرش را خوب می داند ولی کسی که صرفا" بی خبر در سایه اش می نشیند شاید آن را زخمی هم ینماید  بنده نگرانم دراز مدت این درخت توسط سایه نشینان آن آسیب ببیند .ولی چنانچه بگذاریم این درخت ملک خصوصی افراد خاصی نباشد و همه از آن فیض ببرند خداوند هم یاری خواهد کرد .زیاد و طولانی شد البته اگر جلسه ای باشد مناظره گونه و یا پرسش و پاسخ!!! بنده حاظرم برای اینکه اثبات نمایم در شهرستان می توان بهتر از اینکه هست فدمهای موثری برداشت و از ظرفیت ها به خوبی استفاده کرد به شرح ماوقع بپردازم با نگاهی مثبت به آینده و فراموشی کارنامه گذشته و عبرت سازی از اشتباهات قبل برای افقی روشن!!!!!!!!!!!                       بدرود                                  پاینده باشید   .

سلامی چو بوی خوش آشنایی

مدتی این مثنوی تأخیر شد        مهلتی بایست تا خون شیر شد

داشتم فکر می کردم برای این پست چه بنویسم که انحصار طلبی را مناسب دیدم شاید جوانانی که امروزه با وب نویسی تحول آفرین شده اند مورد پسند واقع گردد:

گلایه مندی همشهریان اغلب از عدم توسعه یافتگی است تا جایی که نقایص و کمبودها باعث می شود قضاوت ها شکل افراطی به خود گرفته پیشرفت های موجود ( اما ناکافی)هم اصلا" دیده نشود. این شوق و ذوق و نقد گذشته چنانچه زمینه حرکت به سوی آینده ای درخشان گردد بسیار به جا و شایسته است و می توان افراطها هم نادیده گرفت . اما اگر در حد انتقاد بماند و راهکار مناسب اندیشیده نشود زمینه ی رکود بیشتر خواهد شد چرا که از حساسیت اجتماع کاسته شده و بی مبالاتی مسئولان را به همراه خواهد داشت.

قبلا" مطلبی نوشتم در رابطه با روشنفکری که دوستان نظراتی ارائه دادند . برای تبیین مورد فوق( عدم توسعه) یکی از ویژگی های جامعه ی روشنفکری را به کمک می طلبم تا شاید دوستان تشنه ی پیشرفت همه جانبه را اقناع نموده و تجربه ای باشد فرا روی ایشان. زیاد شنیده ایم که فلانی همه چیز را سیاه یا سفید می بیند!
آری این ویژگی فرد مطلق اندیش و انحصار طلب است و چنانچه سازمان و یا جامعه ای نیز راه و روش خویش را روشی اصلح و بی نقص بداند طبعا"دچار آفت مطلق اندیشی و انحصارطلبی شده است ولی چنانچه فرد و یا سازمان و جامعه ای خود را کامل و بی عیب و نقص نیابد طبیعی است نظرات دیگران را ارج می نهد و برای توسعه و پیشرفت خود و سازمان و جامعه اش همیشه سعی دارد از نظرات دیگران سود برده و از مطلق اندیشی بپرهیزد .

شما نیز تا اینجای کار فکر نکنم از مطلق اندیشی خوشتان آمده باشد البته در همه ی موارد صدق نمی کند بلکه توسعه و مدیریت بهینه اجتماع اکنون مد نظرمان می باشد هر چند توسعه ی فردی نیز نباید از نظر دور داشت!

آموزه های دینی ی ما هم بشدت انحصار طلبی را مذموم دانسته و بر تلاش برای فراگیر نمودن  حلقه های مدیریت اجتماع تاکید دارند. قران هم می فرماید: فبشر عبادی الذین یستمعون القول و یتبعون الاحسنه  همه نظرات را بشنو از بهترین اونها تبعیت نما.

پس عزیزانی که دغدغه ی توسعه دارند باید در نظر داشته باشند مسئولی که انحصار طلب باشد و خود را مطلق بینگارد برای جامعه مشکل ساز خواهد بود و ایضا" برای خودش ! چرا که انحصار طلبی منجر به شکست خواهد شد . بویژه در جامعه ی امروزی که انفجار اطلاعات انحصار را محکوم به شکست می نماید . نباید از نظر هم دور داشت که  افراد ذاتا" انحصار طلب نیستند بلکه شیفتگی مفرط آنها به مقام زمینه ی انحصار طلبی آنها فراهم می نماید بنابراین باید سعی کرد نگرش افراد تغییر یافته تا مطلق اندیشی و یا سیاه و سفید بینی تبدیل شود به نگاهی که منطقی بوده و آزاداندیشی را به همراه داشته باشد. 

امروزه مدیری موفق خواهد بود که همه ی صداها را بشنود و بداند جامعه متکثر بوده و باید همه را دید ،نه صرفا" گروه و قبیله ی خود. در غیر این صورت فرصت ها سوخته و تکرار دوره ها شاهد خواهیم بود بدون تغییر چشمگیری و انرژی نیروها ی دیده نشده و به حساب نیامده هم به هدر خواهند رفت.

چنانچه نیروهای رانده شده و غیر خودی منصف نباشند و بخواهند چوب لای چرخ توسعه بگذارند دیگر مصیبت خواهد بود!!!! لذا عاقلانه است بدانیم هر کس توانی دارد و تاریخ مصرفی :

هر که آمد عمارتی نو ساخت            رفت و منزل به دیگری پرداخت.

در این مورد جای بحث زیاد است ولی از حوصله وب خارج می باشد.