باغچه ما پر از نرگس
آسمان هم پر از ستاره است
وقتی تو نیستی فقط به یادم می افتد:
از خون جــــــــوانانِ ، جــــــــوانانِ وطن، خدا لاله دمیده...
ستاره ای بر گونه ام می میرد
خاطرم به آشوب کشیده می شود
از پژمردگی لاله ها، سرو هم قدش می خمد!
دیگر ترافیک نعش ستاره ها که پرواز می کردند و:
دنیای امروز و ذهن من...
"تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل"
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم دی ۱۳۹۲ ساعت 18:36 توسط غلامحسین امانت
|
اینجا گاه دلنوشته ای و گاه تلخنامه ای و دیگر بار سفرنوشتی نگاشته می شود ! محدودیتی ندارم گاهی روحم در اینجا مفرح می کنم با دوستان! گاهی هم غمنامه ای از برآیندهای جامعه می نویسم.....