نگاهی بر مدار واقعیت به جامعه

تمدن امروزی بشر مرهون زحمات نسلهای پیشین بوده و به رشته تحریر در آوردن مکنونات ذهنی و تراوشات فکری باعث شده است امروزه شاهد گنجینه های مکتوب گرانسنگی در همه عرصه ها باشیم. ولی تاءخیر دویست ساله ورود صنعت چاپ به ایران باعث شد قبل از نهادینه شدن فرهنگ مطالعه ،سریعا" رقبای جدیدی چون رادیو و تلویزیون و......آن را زمینگیر نماید و اینکه اغلب روشنفکران و شبه روشنفکران و مسئولین فرهنگی در سخنرانی با ژست خاصی از پایین بودن سرانه مطالعه گلایه مندند، گو اینکه خود شبانه روز مطالعه مینمایند بیشتر علتش همین مطلب است وقتی فرد با نگاه به فیلم و تلویزیون و..... سرگرم می شود نیازی نمی بیند خود را به زحمت بیندازد کتاب با بهای گزاف بخرد و مضافا"  نبود کتابخانه های مجهز و جذاب مزید بر علت شده است تا سرانه مطالعه پایین و در نتیجه ظهور نویسندگان حرفه ای در جامعه شاهد نباشیم .

در خصوص فرهنگ مطالعه نشریات هم باز وضع بهتری نداریم که گاها" عدم رغبت متولیان امر به توسعه آن و کمبود نویسندگان و قلم به دستانی که حرفه ای عمل نمایند و آثار مشتری یاب و جذاب خلق نمایند باعث شده مکتوبات در جامعه فراگیر نگردد و بیشتر مردم به آثار شفاهی روی بیاورند که عوارض خاص خود بدنبال دارد زیرا ماندگاری آثار مکتوب و قابل استناد بودنش باعث می شود نویسنده احساس مسئولیت نماید تا نوشته اش کمتر چون وچرا پذیر شود.ولی در فرهنگ شفاهی چنین نیست و همه به نوعی خود را متخصص و صاحب نظر می پندارند و چنین اظهاراتی نه قابل استناد و نه صاحب آن خود را مسئول می داند .

با همه اوصاف نوشتن وخواندن در جامعه ما با مشکل اساسی روبروست و« چه باید کرد؟» سئوالی است که باید متولیان امور به آن بپردازند. نمی دانم روزی مسئولی به این خواهد پرداخت که در سالی که گذشت سرانه مطالعه توانسته ایم 10%افزایش دهیم !!؟به امید آن روز....