دیروز فکر می کردم
تا بزرگ شدن راه بزرگی در راه است
حالا به پسین عمر می اندیشم و می خندم به گذشته!
کاش کوچک مانده بودم
لبخندم لااقل معنی خودش داشت
به تو نگاه می کردم تو را می دیدم
در وجود دوستم دیگر دنبال اصلش نبودم
من هم وقتی می خواستم تو را
مکث نمی کردی
کاش در همان گذشته مانده بودیم
آری کاش همه کوچک مانده بودیم...
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 13:55 توسط غلامحسین امانت
|
اینجا گاه دلنوشته ای و گاه تلخنامه ای و دیگر بار سفرنوشتی نگاشته می شود ! محدودیتی ندارم گاهی روحم در اینجا مفرح می کنم با دوستان! گاهی هم غمنامه ای از برآیندهای جامعه می نویسم.....