نه او من را می شناسد و نه من او را!
اطمینان دارم چنگی که به روح هم می زنیم
هیچ عمدی با خود ندارد
صبر می کنیم
نگاه می کنیم
روئیدن گل سرخ دیدنی است
در گودی زخم های روح، بی گمان!
در گذرگه زمان.
+ نوشته شده در جمعه دهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 20:51 توسط غلامحسین امانت
|
اینجا گاه دلنوشته ای و گاه تلخنامه ای و دیگر بار سفرنوشتی نگاشته می شود ! محدودیتی ندارم گاهی روحم در اینجا مفرح می کنم با دوستان! گاهی هم غمنامه ای از برآیندهای جامعه می نویسم.....