آری من و تو متهمیم! وقتی خشونت فیزیکی زشت می شماریم ولی خشونت کلامی که مثل خوره مسری است را نه تنها زشت، بلکه با مروج آن همراه شده و مانند رله رادیوئی در پراکنش و تقویت آن عمل می کنیم متهم می شویم.
ولی ما متهم نیستیم به خشونت طلب بلکه خشونت طلب واقعی هستیم! اگر چه در اذهان عمومی هم به تقلب بتوانیم چند صباحی ژست مصلح اجتماعی برای خود دست و پا کنیم . اما دیر یا زود معجزه گر گذشت زمان پرده ها را بر خواهد گرفت ...
در جوامع توسعه یافته غیبت و تهمت جایگاهی ندارد . نمی دانم نداشتن این خصایص نامبارک موجب پیشرفت و آرامش آنها شده است یا توسعه، حنای خصلت های زشت را کمرنگ کرده است.
شد داستان اول تخم مرغ آفریده شده یا مرغ. هرکدام اول آفریده شده میمون و فرخنده است . کاش همه پیامبر مهربانی و زیبائی می شدیم.
داستان آقای ظریف و رابطه با امریکا و نوشته ی کیهان موجب شد این چند کلام قلمی شود!
اینجا گاه دلنوشته ای و گاه تلخنامه ای و دیگر بار سفرنوشتی نگاشته می شود ! محدودیتی ندارم گاهی روحم در اینجا مفرح می کنم با دوستان! گاهی هم غمنامه ای از برآیندهای جامعه می نویسم.....