برداشت من
سالروز میلاد منجی عالم بشریت و هفته دولت با هم تقارن پیدا کرده که انشاءالله میمون و مبارک است بر شیفتگان آن ناظر امین ؛ امید است با دیدن سیاهه عمر مان آثار شادی در چهره عالم تابش ظاهر گردد.
برداشت من
.......انسان از مرگ خودش خبر ندارد .حضرت سلیمان با آن بزرگی و خدم و حشمی که داشت یک روز در حالی که می رفت در جایگاه ویژه برای نظارت بر امور قرار گیرد دستور داد که از این پله های جایگاه٬ کسی حق ندارد بدون اجازه اینجانب بالا بیاید و پله ها را طی کرد و به تخت فرمانروائی خود تکیه زد که دید فردی بدون کسب اجازه از پله بالا می آید٬ سلیمان فرمود به اجازه چه کسی بالا می آیی و کیستی ؟ شخص غریب گفت به اجازه صاحب خانه ! تا کنون تو فرمانروا بوده ای اکنون من به فرمان خداوند آمده ام جانت را بستانم بلی من عزرائیل هستم!!!!
عزرائیل مآموریت خود انجام داد و حضرت سلیمان قبض روح شده به اتکای عصا سر جای خود ایستاده و روزها و ماهها گذشت ؛ مردم در حال انجام وظیفه بودند و چون کسی اجازه نداشت به جایگاه نزدیک شود تصور بر این بود که حضرت زنده و در حال مشاهده امور است تا سالی گذشت و به فرمان خداوند ،موریانه ها ماموریت یافته عصا را خوردند و سلیمان بر زمین سقوط کرد !!!!
داستان دلنشین فوق بخشی از خطبه امام جمعه موقت شهر حجــه الاسلام و المسلمین فرهادی پور بود . این خطبه بیش از صدها خطبه ای که تاکنون در سطح کشور شنیده ام مرا به فکر فرو برد، شاید علتش این یود که برای اولین بار سخنان ایشان در مسند امامت جمعه می شنیدم و اما برداشت امروزین من:
راستی امروزه هم ممکن است چنین اتفاقی شاهد باشیم؟؟به خود گفتم اگر تو یک سالی ،مطلق اندیش شوی و فکر و نظر خودت عاری از نقص بدانی و راه را بر نظرات دیگران ببندی، محتمل نیست از همان روز اول فکر و نظرت مرده باشد نه خود خبر داشته باشی نه دیگران؟؟؟؟؟
آری امروز بسیارند انسانهائی که مدیر مجموعه ای از خانواده گرفته تا انجمن و نهادها و ادارات بعهده دارند و امر بر آنها مشتبه شده که راه صحیح می پیمایند و تابلو ورود ممنوع بر درب اتاق فکرشان زده اند و هیچ نظر و فکری اجازه ورود به کریدور منتهی به اتاقشان نمی یابد .در حالی که فرشته مرگ ،همان روز اول فکرشان را قبض روح نموده است !! و زمانی خود و زیر مجموعه خبردار می شوند که موریانه ها عصای مدیریت آنها خورده و راهی جز سقوط ندارند ولی چه حیف که در مدتی که موریانه ها انجام و ظیفه می نمایند خیل کثیر زیر مجموعه، متضرر می شوند !!!!
خودشیفتگی و قدیس پنداری افراد مافوق که امروزه گاها" عارض دوستان شده مشمول تمثیل فوق می باشد سپید پنداری خود و اطرافیان و سیه انگاری دیگران عارضه ای است که راه حق شنوی بر انسان می بندد و چنان انسان را کر وکور مینماید که دم مسیحا هم اثرگذار نیست !!مضافا" میزومقام پرستی....!!!!!
آری:« حب الشی یعمی و یصم»(علاقه زیاد به چیزی موجب کر و کوری می شود)
بگذریم خطبه ها بسیار موجز و کوتاه ایراد شد که بنده من باب تآئید و تشویق طیب الله گفتم و نماز ظهرجمعه اقامه شد که مجری اعلام نمود آغازین روز هفته دولت می باشد و بدین مناسبت فرماندار محترم بین الصلوتین به ایراد سخن خواهند پرداخت ( پس کوتاهی خطبه ها دلیلش سخنرانی بوده است!!!)
فرماندار محترم گزارشی مختصر از کارهای عمرانی دادند که در صورت فرصت ،پستی به این مهم اختصاص خواهم داد .
اینجا گاه دلنوشته ای و گاه تلخنامه ای و دیگر بار سفرنوشتی نگاشته می شود ! محدودیتی ندارم گاهی روحم در اینجا مفرح می کنم با دوستان! گاهی هم غمنامه ای از برآیندهای جامعه می نویسم.....