همراه مریض در گوش پیرزن مطلبی کوتاه می گوید و پیرزن می گوید خب زودتر میگفتی! ( احتمالا" میگه اون آقا فلان مسئول هستش به شوخی! و پیرزن چشمش میره کله ی سرش و ساکت می شود!ناگفته نماند پیرزن فقط می خواست نتیجه آزماشات به رویت دکتر برساند)
مریض خودش را به مطب می رساند و با درد زیادی که دارد ماوقع برای دکتر توضیح می دهد و دکتر نسخه می نویسد و تمام! مریض از دکتر می خواهد فشارش لااقل چک نماید که دکتر اظهار می دارد سرش شلوغ است و ...
نسخه سریع به داروخانه رسانده و یک شیشه ی آلومنیوم جی تحویل و تمام!!
بیمار فشارش تنظیم بود! ضربان قلبش درست کار می کرد! بیمار که اینقدر به خود می پیچید درمان شد!!...؟
ارائه خدمات اولیه مثل پذیرش خیلی خوب بود جای تشکر دارد . معاینه ی پزشک هم بسیارخوب بود چون پزشکی که سه شبانه روز یک تنه کشیک می دهد باید شاکر بود که خودش بیمار نمی شود!
اینجا گاه دلنوشته ای و گاه تلخنامه ای و دیگر بار سفرنوشتی نگاشته می شود ! محدودیتی ندارم گاهی روحم در اینجا مفرح می کنم با دوستان! گاهی هم غمنامه ای از برآیندهای جامعه می نویسم.....