امیدم به باد نده
بگذار گوشه ای از قلبت سفید بماند
من که در درخشانی تو
هنوز ابری برای تلطیف هوا می بینم
با طعم ترش شیرین نگاهت هم بیگانه نیستم
هزار باغ امید می رویانی
تو که سرشار از بارانی
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 1:5 توسط غلامحسین امانت
|
اینجا گاه دلنوشته ای و گاه تلخنامه ای و دیگر بار سفرنوشتی نگاشته می شود ! محدودیتی ندارم گاهی روحم در اینجا مفرح می کنم با دوستان! گاهی هم غمنامه ای از برآیندهای جامعه می نویسم.....