دوستی دارم خیلی دوست داشتنی ، دوره ی تحصیلات احساس می شد متفاوت فکر می کنه از روستایی خرد برخاسته بود اما فکر بلندی داشت تا جایی که دوستان به ایده و خواسته هاش به تردید می نگریستند و گاهی هم با تمسخر به او نگاه می کردند. در تحصیلات تکمیلی تغییر رشته داد و تربیت بدنی انتخاب کرد دست روزگار و بعد مسافت نگذاشت دوستی ها گرم و داغ بماند .... بعدها سر از استرالیا در آورد و دکترای خود را دریافت کرد در رشته ی آسیب های ورزشی......
بعد از مدتی در شمال کشور مشغول شد به تبع همسر و گاهی هم اتفاقی همدیگر می دیدیم تا اینکه روابط قطع شد. امشب دوستی مشترک دیدم جویای حالش شدم گفت دانشگاه اصفهان تدریس می کند ، شماره ی موبایلش نداشت که بخواهیم احوالی بپرسیم .الان تو نت جستجویش کردم خیلی خوشحال شدم تعداد کتابهایی که تالیف و یا نگاشته است چشمگیر است.
با خود گفتم در حوضچه ماهی کوچولو، در استخر ماهی قزل آلا ، در رودخانه ماهی های چند کیلویی ، در دریاچه ماهی های خاویار و ... در دریا نهنگ و ......
چه استعدادها که در محیط های کوچک معدوم نمی شود کاش موسسه ای می بود و از نیست شدن این سرمایه های بزرگ جلوگیری می کرد!
اینجا گاه دلنوشته ای و گاه تلخنامه ای و دیگر بار سفرنوشتی نگاشته می شود ! محدودیتی ندارم گاهی روحم در اینجا مفرح می کنم با دوستان! گاهی هم غمنامه ای از برآیندهای جامعه می نویسم.....