ماه دلتنگ
در جامعه ی ما اگر کسی ناکامی های شخصی اش به دوش دیگری بسپارد که هیچ دخلی نسبت به ماجرا ندارد چیکار می شود برایش انجام داد؟
اگر ناکامی سیاسی اش بخواد توجیه کند چی؟ چقدر می تونه زیبا باشه که فروتنی و غیبت دیگری را نشونه بگیری و بخوای همه ی نبافته های خودت که پنبه می بینی را به دیگری نسبت دهی؟ ماه می شود در پشت ابر زنجیر کرد؟؟
ماه شب اول خودش می دزدد. شب دوم می تراود .شب سوم چشمک می زند شب چهار و پنج و........چی ؟
ماه شب چهارده هم می رسد حتی اگر ابری سمج و سیاه بخواد تن به باد ندهد و بایستد ولی ماه اینقدر ممسک نیست که بخوادطنازی خودش را دریغ کند! از ابر می گذرد و چشمت را می نوازد!
من و تو با ما بی ماه نخندیدیم
و چقدر به ابر دلخوش بستیم
ابر هیچ دلبسته ی ماه نبود
و به ما می خندید
ولی ماه دلتنگ
دلتنگ ما بود که خود را بنمود
------------------------------------------------------------------------------------
( هیچ شخص خاصی مد نظر نیست مساله ی عمومی است)
اینجا گاه دلنوشته ای و گاه تلخنامه ای و دیگر بار سفرنوشتی نگاشته می شود ! محدودیتی ندارم گاهی روحم در اینجا مفرح می کنم با دوستان! گاهی هم غمنامه ای از برآیندهای جامعه می نویسم.....