رشته ای بر گردنم افکنده دوست                می کشد آنجا که خاطرخواه اوست

میگه میشه از قانون طبیعت سرپیچی کرد؟؟ نه نمیشه! لا اقل به من نیومده!! تو زندگی نمیدونم برای من تقدیر چه جور رقم خورده که ممکن نیست بتونم اشتباهی بکنم و این اشتباه تداوم داشته باشه وتنبیه نشم!!! چه زود مشتم باز میشه!

وای از این نظم عجیبی که بر زندگی حاکمه!!!! دست غیبی مهره های شطرنج زندگی رو خیلی شگفت انگیز جابجا می کنه و در جای مناسبش میذاره!!!

خدای من !!!! خیلی جالب نمیذاری چله ای از اشتباه یا خود خواهی من بگذره که تنبه و آگاهی نصیبم می کنی!!

دو اشتباه تو زندگی داشتم که حق دیگری رو ضایع می کرد یا لااقل با روحش در می آویختم !!!! هر چند تو جیهاتی برای خودم داشتم و خودم رو راضی می کردم !!!!! ولی بازم همین تکه های تاریک  معذبم می کرد!!وجدانم رو می پریشوند و ناراحت می شدم!

ولی نظم لایزال الهی ناباورانه کمک کرد تا راه برگشت قبل از اونی که غیر قابل جبرا ن باشه به روم باز بشه!!!!

آری یکی چند سال پیش بود که سریع در صدد جبران مافات براومدم!! هرچند ریسمانی که پاره شد هرچه به هم گره بزنی باز هم اولی نمیشه !! ولی مطمئنم دوست همکارم منو بخشید !!!!!!!! البته درصدی بیشتر مقصر نبودم !! حتی به اندازه ی خود دوستم!!!!!!! در عین حال گذشت و امروز از اون بابت تا اندازه ای خیالم آسوده است........

اما اشتباه بعدی ،  نوعی دیگر بود هرچند می خواستم در موعدی مناسب رفع شبهه کنم و اشتباه را جبران سازم ولی باز دست نوازشگر طبیعت به کمکم آمد مبادا تاخیر بیش از حد مشکل آفرین شده زمینه ی برطرف کردن خطا میسر نباشد این بار هم چه زود مشتم باز شد پیش دوستی عزیز!!! و چه خوشحالم که خطا و اشتباه به من نیومده !!!!!! و دوستم هم دوستیش اگر بیشتر نشده باشد حتما" کم نمی شود...........انشا الله

و شاید به تمام مردم دنیاخطا و اشتباه نیومده باشد....................