سلامی چو بوی خوش آشنایی
مدتی این مثنوی تأخیر شد مهلتی بایست تا خون شیر شد
داشتم فکر می کردم برای این پست چه بنویسم که انحصار طلبی را مناسب دیدم شاید جوانانی که امروزه با وب نویسی تحول آفرین شده اند مورد پسند واقع گردد:
گلایه مندی همشهریان اغلب از عدم توسعه یافتگی است تا جایی که نقایص و کمبودها باعث می شود قضاوت ها شکل افراطی به خود گرفته پیشرفت های موجود ( اما ناکافی)هم اصلا" دیده نشود. این شوق و ذوق و نقد گذشته چنانچه زمینه حرکت به سوی آینده ای درخشان گردد بسیار به جا و شایسته است و می توان افراطها هم نادیده گرفت . اما اگر در حد انتقاد بماند و راهکار مناسب اندیشیده نشود زمینه ی رکود بیشتر خواهد شد چرا که از حساسیت اجتماع کاسته شده و بی مبالاتی مسئولان را به همراه خواهد داشت.
قبلا" مطلبی نوشتم در رابطه با روشنفکری که دوستان نظراتی ارائه دادند . برای تبیین مورد فوق( عدم توسعه) یکی از ویژگی های جامعه ی روشنفکری را به کمک می طلبم تا شاید دوستان تشنه ی پیشرفت همه جانبه را اقناع نموده و تجربه ای باشد فرا روی ایشان. زیاد شنیده ایم که فلانی همه چیز را سیاه یا سفید می بیند!
آری این ویژگی فرد مطلق اندیش و انحصار طلب است و چنانچه سازمان و یا جامعه
ای نیز راه و روش خویش را روشی اصلح و بی نقص بداند طبعا"دچار آفت مطلق اندیشی و انحصارطلبی شده است ولی چنانچه فرد و یا سازمان و جامعه ای خود را کامل و بی عیب و نقص نیابد طبیعی است نظرات دیگران را ارج می نهد و برای توسعه و پیشرفت خود و سازمان و جامعه اش همیشه سعی دارد از نظرات دیگران سود برده و از مطلق اندیشی بپرهیزد .
شما نیز تا اینجای کار فکر نکنم از مطلق اندیشی خوشتان آمده باشد البته در همه ی موارد صدق نمی کند بلکه توسعه و مدیریت بهینه اجتماع اکنون مد نظرمان می باشد هر چند توسعه ی فردی نیز نباید از نظر دور داشت!
آموزه های دینی ی ما هم بشدت انحصار طلبی را مذموم دانسته و بر تلاش برای فراگیر نمودن حلقه های مدیریت اجتماع تاکید دارند. قران هم می فرماید: فبشر عبادی الذین یستمعون القول و یتبعون الاحسنه همه نظرات را بشنو از بهترین اونها تبعیت نما.
پس عزیزانی که دغدغه ی توسعه دارند باید در نظر داشته باشند مسئولی که انحصار طلب باشد و خود را مطلق بینگارد برای جامعه مشکل ساز خواهد بود و ایضا" برای خودش ! چرا که انحصار طلبی منجر به شکست خواهد شد . بویژه در جامعه ی امروزی که انفجار اطلاعات انحصار را محکوم به شکست می نماید . نباید از نظر هم دور داشت که افراد ذاتا" انحصار طلب نیستند بلکه شیفتگی مفرط آنها به مقام زمینه ی انحصار طلبی آنها فراهم می نماید بنابراین باید سعی کرد نگرش افراد تغییر یافته تا مطلق اندیشی و یا سیاه و سفید بینی تبدیل شود به نگاهی که منطقی بوده و آزاداندیشی را به همراه داشته باشد.
امروزه مدیری موفق خواهد بود که همه ی صداها را بشنود و بداند جامعه متکثر بوده و باید همه را دید ،نه صرفا" گروه و قبیله ی خود. در غیر این صورت فرصت ها سوخته و تکرار دوره ها شاهد خواهیم بود بدون تغییر چشمگیری و انرژی نیروها ی دیده نشده و به حساب نیامده هم به هدر خواهند رفت.
چنانچه نیروهای رانده شده و غیر خودی منصف نباشند و بخواهند چوب لای چرخ توسعه بگذارند دیگر مصیبت خواهد بود!!!! لذا عاقلانه است بدانیم هر کس توانی دارد و تاریخ مصرفی :
هر که آمد عمارتی نو ساخت رفت و منزل به دیگری پرداخت.
در این مورد جای بحث زیاد است ولی از حوصله وب خارج می باشد.
اینجا گاه دلنوشته ای و گاه تلخنامه ای و دیگر بار سفرنوشتی نگاشته می شود ! محدودیتی ندارم گاهی روحم در اینجا مفرح می کنم با دوستان! گاهی هم غمنامه ای از برآیندهای جامعه می نویسم.....