در گالری جنگل سبز
درخت و تبر عکس یادگاری انداختند.
هنر است دیگر، چه کارش می توان کرد، شاید استفاده و برداشت معنایی بنده هم از طرح جناب خسروی بسیار نابجا باشد ولی هنرمند می داند که هر کس مجاز است از هنر برداشت خودش را داشته باشد و بر وفق ذهنیت خود به باسازی معنائی آن بپردازد بنابراین من به خود اجازه دادم که متن زیر را با جمله زیبای فوق استارت بزنم:
امروزه شوق وذوق رسیدن به کرسی مجلس باعث شده جلسات خانگی مرتبا" موج های کوتاه در شهر و شهرستانمون ایجاد کند که اگر عینک خوش بینی بر دیدگان بگذاریم حداقل عایدات این نوع جلسات کشاندن مردم از حاشیه به متن اجتماع است و چند ماهی تنور نقد و نقادی داغ می شود و انتظارات مردم ( به فرموده امام راحل«رض»ولی نعمتان ) که گاها" بعلت مصلحت اندیشی و عدم وجود جلسات هم اندیشی در ایام سال زمینه بروز و ظهورش فراهم نمی شود به نحو شایسته و بایسته در کلام کاندیداها و مردم نمایان می شود .
عریان شدن انتظارات و خواسته های مردم برای مسئولین غنیمت گرانبهائی است که اگر به چشم بصیرت به آن نگریسته شود می تواند جانمایه ای باشد برای طراحی برنامه ای بسیار جامع در رفع مشکلات جامعه .
شاید مطلب اخیر برای بیشتر مردم و حتی مسئولین هم ملموس نباشد چرا که در در مراجعات انفرادی و رسمی، افراد کمتر مشکل و خواسته خویش را بیان می کنند و بیشتر به فکر این هستند که مشکل خویش را با دیپلماسی حل نمایند ولی در اجتماعاتی که بخاطر انتخابات برگزار می شود قضیه عکس می شود و داوطلبان نمایندگی می خواهند با دیپلماسی راءی مردم را جذب نمایند و مردم هم خود را محق می دانند تمام نگرانی ها و خواسته های خود که در چند سال بر روی هم تلنبار شده است در چنین جلساتی تخلیه نمایند.
تا اینجا می بینیم غنیمتی دو طرفه آماده شده هم مردم در فضایی خوب عقده گشائی می کنند و هم مسئولین اگر ذکاوتی داشته باشند! می توانند نصیب و حظی وافر ببرند.
اما طرح بالا چرا آوردم : عکس یادگاری تبر و درخت در جنگل!!!
آری زمانی که درخت و تبر در جنگل با هم صمیمی می شوند متاسفانه در اجتماع می بینیم انسان با انسان و برادر با برادر نه تنها عکس یادگاری نمی اندازند بلکه دشمنی را با آب و تاب تمام طرح ریزی می نمایند0
نمی دانم قدرت پوچ و بی ارزش چقدر در چشم بعضی دوستان زیبا جلوه نموده است که فراموش می کنند روز قیامتی هم هست: گوئیا باور نمی دارند روز داوری کاین همه قلب و دغل000000
چند روز گذشته به خودم بیش از پیش امیدوار شدم دو خبر نامبارک از لحاظ ماهوی و مبارک برای شخص خودم:
در یکی از جلسات از بنده انتقاد شده بود که باعث ترقی 000000 شده ام و از این مستمسک بهره جسته بودند برای اینکه تعدادی متقاعد کنند تا به کاندیدای مورد نظرشان راءی بدهند!حالا چقدر این روش موءثر است باید منتظر باشیم0 اگر من زمینه ارتقائی فراهم نموده باشم باعث خرسندی من است!!!!
در جلسهء دیگر آقای 00000(دوستی که بنا به گفته فوق من باعث ارتقایش شدم) باز انتقاد کرده بود و اسب سرکش انتقادش بی محابا به ترک تازی واداشته بود که بنده هم به سفارشی کوتاه بسنده نمودم تا حداقل آهسته تر حرکت کند مبادا پایش در سوراخ موش فرو رود و من باشم عذاب وجدان00000
علی ایحال دو نفر مزبور در ظاهر بر عکس هم حرکت می کنند ولی می خواهند به یک مقصد نایل شوند(به یک تفر راءی دهند) حالا چرا خودشون را در پستوی نه توی تاریک پنهان می کنند و یک طرفه قاضی می روند ، جای سئوال است آیا مردم را نادان فرض می کنند ؟ اگر چنین است بس بیراهه ای هولناک می پیمایند! چون منتقد ایشان افرادی بودند که تصور بر این بوده که با نطق خویش آنها را راضی نموده اند تا به کاندید مورد علاقه اشان راءی دهند ! ولی جواب عکس گرفته اند0 و اگر تصور شان براین است که بنده حاضر نیستم هزینه ای در رد سفسطه های ایشان بپذیرم باز کژراهه اشان به پرتگاهی وحشتناک ختم می شود !! چون آنکس که حساب پاک است از محاسبه چه باک است :
جلسهء مناظره ای گذاشته شود تا آنکه حسابش ناپاک است سیه روی گردد! باز می گویم بنده حاضرم با هر شخصی و هر مقامی در هر جایی به مناظره بنشینم و به ایشان بباورانم که به بیراهه می روند!
در آخر بنده از کارهائی که در خفا برای لوث کردن شخصیت افراد حتی دشمن انجام شود متنفرم تا چه رسد به کسانی که حب ولایت و امامت در سینه دارند! کارهائی که برای رسیدن به پست زمینه خواری فراهم می نماید خیانت به مقام انسانیت می دانم و00000
عذرم را بپذیرید با عجله نوشتم