ته دیگ محافظه کاری!!!!
۱ـ در دوران دبستان تفریح تابستانه
بچه ها درست کردن قلاب سنگ (فلاخن)برای شکار گنجشک بود کعبه آمال همه داشتن قلاب سنگی بود که بتوانند سینهء گنجشکی را نشانه رفته تا هم تفریحی کرده باشند و هم سد جوعی!
من اغلب دلم نمی خواست موقعه ای که با دوستان دور هم هستیم از زدن گنجشک وکبک و تیهو صحبت شود،ولی دوستان رعایت حال ما نمی کردند و از هنرمندی خود در شکار گنجشک دادسخن می دادند که فلان تعداد شکار کردیم و ازخوشمزگی کباب گنجشک چه تفسیرها که نمی شنیدیم وچه آبی که از دهانمون جاری نمی شد!
دلیل کراهتم از شنیدن چنین تعاریفی هم این بود که همیشه تو خونه از رئوفت و مهربانی با حیوانات و پرندگان صحبت می شد۰
یک روز از خونه که آمدم بیرون دیدم بال پرستوئی در سیخ نخل باغ روبروی حیاطمون گیر کرده ، متاءثر شدم و سریع بالای نخل رفتم و پرستو آوردم پایین،( مگر نه این بود که می گفتند گنجشک مشک امام پاره کرده و پرستو رفته آن را رفو کرده) ،بالش چرب کردم و رفتم تو باغ رهاش کنم که دیدم یکی از دوستان گنجشکی بسته به برگ نخلی و به طرفش سنگ پرتاب می کنه تا بعد بیاد و برامون از شکارش صحبت کند!!چه بی انصاف !!هنوز همون آدم قدیمی هست با این تفاوت که تخم مرغ درذ، شتر درذ می شود!!!!
2- در مرحله اول عملیات بیت المقدس ،بعد از شکستن خط اول ، داشتیم پیاده تو خاکریزهای عراقی ها پیش می رفتیم که با جنازه های سربازان عراقی مواجه شدیم در این بین بعضی هاشون نمرده بودند که یکی از زخمی ها از من آب خواست ،خواستم به اش آب بدهم که یادم آمد در آموزش کمکهای اولیه گفته بودند به مجروح نباید آب داد!!!منصرف شدم ، داشتم عبور می کردم که یکی از دوستان (شهرپیری)رسید و یک خشاب روی عراقیه خالی کرد ،من متاءسف شدم و گفتم با اخلاق اسلامی جور در نمی آید ، باید به بیمارستان منتل می شد !!!!
3- اکنون شاهدیم بعضی دوستان بعلت عدم آ گاهی کارها ئی می کنند که اگر نگوئیم منشا شر و بدی است لا اقل خیری بر آن متصور نیست ( دوستان وبلاگی بخوانند معدن شر و خصومت)و حدیث شریف:« الناس اعداء ما جهلوا» و خوب هم می دانم وهم می دانند که افراد ناتوان همیشه در تلاشند آدرس ناتوانی خویش را منزل دیگری بدهند و انگشت اتهام به طرف کسانی اشاره روند که خیر عمومی طلب می کنند نه تمنیات شخصی !! با این توصیف، دوستان گرانقدر، رسالت ما آگاهی بخشی در فضائی هم شاءن خودمان است ، یعنی با منطق و دلیل پیش رفتن اگر غیر از این باشد و بخواهیم در مسیری انحصاری و متهم انگاری دیگران پیش رویم پس چه تفاوتی در این میان وجود دارد؟ بلی :
چو می بینی که نابینا و چاه است اگر خاموش بنشینی گناه است
من که اگر دشمنم هم به طرف چاه حرکت کند ناراحت می شوم چون مصیبتش گریبانگیر همه می شود ،چه دنیا به این زودیها تمام شدنی نیست و گیرم این سرای سپنج به آخر رسد دنیای باقی که همدیگر را ملاقات خواهیم کرد:
یکی بر سر شاخ بن میبرید/ خداوند بستان نظر کرد و دید/ بگفتا این شخص بد میکند/ نه بر کس که بر نفس خود میکند
در هر صورت حالا ته دیگ محافظه کاری مشخص شد یا نه؟؟؟؟؟بهتر نیست معالج باشیم !!!! اگر افاقه نکرد: بصوت بلبل و قمری اگر ننوشی می علاج کی کنمت؟ آخرالدواء الکی ۱
منتظر راهنمائی هستم (۱- ضرب المثل عربی است به معنی اگر مریضی معالجه نشدآخرین دارو٬ داغ کردن است - شعر حافظ)
.jpg)
.jpg)

اینجا گاه دلنوشته ای و گاه تلخنامه ای و دیگر بار سفرنوشتی نگاشته می شود ! محدودیتی ندارم گاهی روحم در اینجا مفرح می کنم با دوستان! گاهی هم غمنامه ای از برآیندهای جامعه می نویسم.....